مطالعات جامع در مدیریت شهری

مطالعات جامع در مدیریت شهری

بررسی تأثیر ساختار کالبدی و کارکردی فضاهای رابط بر افزایش حس تعلق در مجتمع‌های زیستی

نوع مقاله : علمی

نویسنده
دکترای معماری، گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
10.22034/csum.2026.252599
چکیده
فضای میانی، به آن لحظه گذار اطلاق می‌شود که میان دو فضا یا دو کارکرد متفاوت شکل می‌گیرد. مسکن به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسانی، نه‌تنها باید پناهگاهی برای آسایش جسمانی باشد، بلکه می‌بایست زمینه‌ساز آرامش روانی ساکنان نیز گردد. در معماری امروز ایران، رویکرد کّی به مقوله مسکن، به تولید فضاهایی انجامیده که فاقد برنامه‌ریزی منسجم و کیفیت کالبدی شایسته برای پاسخ‌گویی به ابعاد روانی و افزایش دلبستگی کاربران هستند. در این میان، فضاهای میانی نقشی تعیین‌کننده در ارتقای حس رضایت و تعلق در مجتمع‌های مسکونی ایفا می‌کنند، اما در پروژه‌های ساختمانی معاصر، کمتر به آن‌ها توجه می‌شود. پژوهش پیش‌رو در صدد است تا با ارزیابی شاخص‌های کالبدی و کارکردی-فعالیتی در فضاهای میانی چند مجتمع مسکونی در تهران، میزان رضایت، حس تعلق و دلبستگی ساکنان را مورد سنجش قرار دهد. در گام نخست، داده‌ها از طریق ثبت مشاهدات میدانی و رویدادنگاری در سه مجموعه مسکونی در تهران گردآوری شد. اما از آنجا که ارزیابی کیفی وزن مؤلفه‌های مؤثر بر دلبستگی به‌تنهایی با این روش میسر نیست، در مرحله بعد از پرسشنامه استفاده گردید و داده‌های حاصل با کمک نرم‌افزار آماری AMOS مورد تحلیل همبستگی قرار گرفتند تا روابط معنادار میان متغیرهای مؤثر بر میزان دلبستگی شناسایی شوند. نتایج نشان می‌دهد که شاخص «کالبدی» بیشترین تأثیر را بر دلبستگی دارد و شاخص «عملکردی» در رتبهدوم قرار می‌گیرد. در میان متغیرها، «شرایط محیطی» (از مؤلفه‌های کالبدی) و «تنوع عملکردی» (از مؤلفه‌های کارکردی) بیشترین نقش را در افزایش حس دلبستگی دارند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که توجه به معیارهای کالبدی و عملکردی در طراحی فضاهای میانی، به بهبود حس تعامل، حریم خصوصی، آسایش جسمی و روانی ساکنان کمک شایانی می‌کند.
کلیدواژه‌ها